... به هر موجی که میگفتم
به دریا شکوه بردم از شب دشت وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که میگفتم غم خویش !..سری میزد به سنگ و باز میگشت ***
به دریا شکوه بردم از شب دشت
وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که میگفتم غم خویش
!..سری میزد به سنگ و باز میگشت
***
+نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت8:7توسط محمد و غزل | |
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذردکه امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد
Home E-mail BAHAR 20
تعداد بازديدها: