|
گذشت زمان بر آن ها که منتظر مي مانند بسيار کند، بر آن ها که مي هراسند بسيار تند، بر آن ها که زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني،و بر آن ها که به سرخوشي ميگذرانند بسيار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق مي ورزند، زمان راآغاز و پاياني نيست... عده اي بزرگ زاده مي شوند،عده اي بزرگي را بدست مي آورند و عده اي بزرگي را بدون آنکه بخواهند با خود دارند . به آنچه که کرده اي غم خوردن بي فايده است. پول متاعي است که با آن ميتوان همه جا وارد شد و همه چيز را بدست آورد جز شرافت و سعادت. سعادتمند کسي است که به مشکلات و مصائب زندگي لبخند بزند. هميشه از خوبيهاي آدما واسه خودت ديوار بساز پس هر وقت در حقت بدي کردن ، فقط يه آجر از ديوار بردار بي انصافيه اگه ديوار رو خراب کني. اگر شبي از شبهاي زمستاني، مسافري به اميد گرماي نگاهت به تو پناه آورد تنهايش نگذار. شايد در گرمترين روزهاي تابستان به خنکي لبخندش محتاج شوي. هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىششکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند. از کوي وفا به سنگ ، دورم کردند در خانه ي غم ، زنده به گورم کردند بگشايم اگر سينه به پيش تو شبي بيني که چه با دل ِ صبورم کردند. زندگي مثله بازي حکمه مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي اينطوري ممکنه بازي باخته رو هم ببري. وقتي که صداي خرد شدنت را زير پاي عابران ميشنوي ... ديگر چه فرقي ميکند برگ سبز کدام درخت بوده اي. گر چه از دوري اين فاصله ها مأ يوسم / از همين فاصله دور تو را مي بوسم.
مي خوام بازم داد بزنم، اسم تو رو صدا کنم
دنیای منو محدود کردی به همین یه ذره آب؟ منو از دریا گرفتی تا بزاری تو این کیسه نایلونی؟ قرار بود منو به یه جای بهتر ببری - تو که می دونستی من تو این یه ذره جا دق میکنم نمی دونستی؟ تو که با آرزوهای دریایی من آشنا بودی . حالا چی شده که منو تو این یه ذره جا زندانی کردی؟! می خوای ذره ذره هم وجود شدن منو این آب رو ببینی ؟! می خوای ببینی چطور من تو این آب حل میشم؟ مشتت رو وا کن گل من کسی به تو خرده نمی گیره اگه با این جای تنگی که برام ساختی اینور و اونور بری شاید مورد سرزنش قرار بگیری ولی اگه دستت رو رها کنی مشتت رو وا کنی فقط یه لحظه وقت لازمه که من و آب هم بستر با زمین بشیم تو به فکر خودت منو به جای بهتر میبری ولی کی از دل غزل خبر داره؟
وقتي مي ياي صداي پات از همه جاده ها مي ياد انگار نه از يه شهر دور که از همه دنيا مي ياد تا وقتي که در وا ميشه لحظه ديدن مي رسه هر چي که جاده است رو زمين به سينه من مي رسه اي که تويي همه کسم بي تو ميگيره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم به هر چي مي خوام مي رسم وقتي تو نيستي قلبمو واسه کي تکرار بکنم گلهاي خواب آلوده رو واسه کي بيدار بکنم دست کبوتراي عشق واسه کي دونه بپاشه مگه تن من مي تونه بدون تو زنده باشه عزيزترين سوغاتيه غبار پيراهن تو عمر دوباره منه ديدن و بوييدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس مي خوام عمر دوباره مني تو رو واسه نفس مي خوام اي که تويي همه کسم بي تو ميگيره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم به هر چي مي خوام مي رسم... |
About![]()
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد Archivesهفته سوم شهریور 1388هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته دوم بهمن 1384 هفته اوّل بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته دوم دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 منبع کد موزیک برای وبلاگ قالب های فوق وبلاگ Amar Site
|