تبليغاتX
جادوی عشق

جادوی عشق

برای تازه شدن دیر نیست

 

تا حالا تونستي آنقدر پاک باشي

که با نگاه کردن به کسي که دوستش داري

تمام نيازهايت برطرف شود....!!!

سنگيني نگاهت آنقدر بوده که...

طرفي که نگاش ميکني سرشو بندازه پايين.

هوس بازي رو بزار کنار , چشماتو بکار بنداز.

پاک ترين و صادقانه ترين دوستت دارم ها را مي توان با نگاه گفت.

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت16:52توسط محمد و غزل | |

 

Let me invite you to the world of fantasy

 

Come with me to the other side

 

Let me take you by your hand

 

Come with me to planet dream

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت15:2توسط محمد و غزل | |

از آن در شگفتم که در سینه دلی مهربان دارند و می پندارند که آسایش و خوشبختی جز مهر و

صفاچیزدیگری است."ویکتور هوگو"

سراغ خوشبختی را فقط از قلب خود بگیرید."فیثاغورث"


خود را بشناس و بر روح خویش فرمانروایی کن،در این صورت می توانی امیدوار باشی که روزی

 سعادتمند خواهی شد. "تنسون"


بشر خلق نشده تا خوشبخت باشد. "
دکتر جانسن
"


دست طبیعت در هر دل پاکی این احساس لطیف را گذاشته است که او به تنهایی

نمی تواند خوشبخت شود و باید خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران بجوید."گوته"


سعادت مثل پروانه ای  است  که روی برگهای گل خوابیده  باشد و هنگامی که به سراغش می روی پرواز می کند

 و می رود. "اندره تواید"


همانطوری که نور زیاد مانع از دیدن می شود،فراوانی نعمات هم مانع از لذت می شود. "
تن
"


سعادتی بالاتر از این نیست که آدمی بتواند حق و باطل را از یکدیگر تمیز دهد و دل و جان را

به نور معرفت روشن سازد. "بو علی سینا"


خوشبخت کسی است که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شود به خود بگوید"سعی می کنم امروز بهتر از

 دیروز باشم. "فنلون"

کسانی که به دنبال خوشبختی نمی روند گناهکارند. "چخوف"


سعادت را باید در میانه راه پیدا کرد نه انتهای جاده،چون آنجا سفر به پایان رسیده است."همون هم غنیمته"


زمان خوشبختی امروز است،نه فردا. "جمیز بارید"

 



                                           The day was a year at first when children run the garden
                                           The day shrank down to a month when the boys play ball
                             The day was week then after when young man walked the garden
                                                                The day was itself a day when love grow tall
                         The day shrank down to an hour when old man limped in the garden
                                                         The day will last forever when it in nothing at all

روزها به اندازه ی یک سال است،وقتی که بچه هستی و توی باغ می دوی
روزها به اندازه ی یک ماه می شوند،وقتی  که پسر بچه ای هست ی و بازی می کنی
روزها به اندازه ی یک هفته می شوند،وقتی مرد جوانی هستی و توی باغ قدم می زنی
روزها به اندازه ی یک روز خواهد شد،وقتی که عاشق می شوی
روزها به اندازه ی یک ساعت می شوند،وقتی که سالخورده ای و در باغ راه می روی
روزها به پوچی سپری می شوند
وقتی که چیزی در بین نیست

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت12:15توسط محمد و غزل | |

 

بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است 
 
     

شب است و کهکشانی در کنارم

ولی با دوری تو بی قرارم

 

  

 

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است 

 ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

 

 

 

از میان تمامی نواهای زمینی،           Of all earthly music,

نوایی که به دور ترین نقطه در آسمان راه مییابد،      that reaches the farthest into heaven

موسیقی موزون قلب عاشق است.        Is the beating of a loving heart.

 

      

  

 

 



+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت12:6توسط محمد و غزل | |