دیوانگی های من
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود ميگذارم با خيالت روزگارم سر شود از چه ميترسي برو ديوانگيهاي مرا آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود ميروم ديگر نميخواهم براي هيچ كس حالت غمگين چشمانم ملالآور شود بايد اين بازندهي هر بار ، جان عاشقم تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود ماندنم بيهوده است امكان ندارد هيچ وقت اين منِ ديرينِ من يك آدم ديگر شود "با تشکر از مرجان "
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود ميگذارم با خيالت روزگارم سر شود
از چه ميترسي برو ديوانگيهاي مرا آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود
ميروم ديگر نميخواهم براي هيچ كس حالت غمگين چشمانم ملالآور شود
بايد اين بازندهي هر بار ، جان عاشقم تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود
ماندنم بيهوده است امكان ندارد هيچ وقت اين منِ ديرينِ من يك آدم ديگر شود
"با تشکر از مرجان "
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت14:17توسط محمد و غزل | |
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذردکه امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد
Home E-mail BAHAR 20
تعداد بازديدها: