امید
یک روز
شاید یک روز
که آفتاب
گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش می کند
در یک غریو تندر بارانی
در یک نسیم نوازشگر بهار
شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند
به سرزمین سوخته ی من
بازگردد
امید کوبه در را بفشارد
و سپیدی ها
تمامی این سیاهی ها را پر کند
آن روز
بر مردگان نیز
سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیز ترینشان
+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت16:48توسط محمد و غزل | | دوست داشتن از عشق برتر است ، و من هرگز خود را تا سطح بلند ترین قله عشقهای بلند ، پایین نخواهم آورد . "دکتر علی شریعتی" +نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت17:39توسط محمد و غزل | |
دوست داشتن از عشق برتر است ، و من هرگز خود را تا سطح بلند ترین قله عشقهای بلند ،
پایین نخواهم آورد .
"دکتر علی شریعتی"
+نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت17:39توسط محمد و غزل | |
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذردکه امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد
Home E-mail BAHAR 20
تعداد بازديدها: